فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند — آلبرت انیشتین …

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را !


« شبهای امتحان »



بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!



" مشروط الشعرا "

 

 

 

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند

بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

 

 

 

راه مبارزه با خواب شب امتحان

استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین
نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان
بهره گیری از آب یخ
اقدام به خود زنی

 

 

 

وای خدا،لحظات سهمگین امتحانات و شبهای جهنمی نزدیکه... ایشاللا هیچکی این شبا بی برکت نمونه.........ایشاللا همه ۲۰ بگیرن!!